پلیبک مداحی؛ نوآوری یا یک انحراف خطرناک؟
هیئت همیشه برای من مجلس ذکر بوده؛ جایی که نام اهلبیت برده میشود، دلها آرام میگیرد و شور و شعور در هم میآمیزد. اما چند سالی است که یک تغییر نامحسوس در برخی محافل مذهبی در حال رخ دادن است. دیگر آنچه در بعضی مجالس میبینیم، خیلی شبیه به هیئتهای قدیم نیست.
نورپردازیهای حرفهای، صدابرداریهای پیشرفته، اجرای آهنگین و حالا چیزی که راستش را بخواهید ذهنم را درگیر کرده: پلیبکخوانی مداحان.
اینکه این تغییرات، یک پیشرفت طبیعی است یا داریم به سمت یک انحراف خطرناک میرویم؟ نمیدانم، ولی چیزی درونم میگوید که باید بیشتر دربارهاش فکر کنیم.
پلیبک همان تکنیکی است که خوانندههای موسیقی در کنسرتهایشان استفاده میکنند: صدای از پیش ضبطشده پخش میشود و خواننده فقط لب میزند یا گاهی همراهی میکند. اما اینکه مداحی که قرار است یک مجلس ذکر را اداره کند، به جای خواندن زنده، به پلیبک متوسل شود، چیزی است که برایم جای تأمل دارد.
اخیراً عبدالرضا هلالی در برخی مراسم خیابانی و اجتماعی میلاد ائمه از این روش استفاده کرده؛( فیلم زیر یکی از چندین مراسمی ست که عبدالرضا هلالی جای مداحی سرود خوانده و پلی بک اجرا کرده ) یعنی سرودهای از پیش ضبطشده را پخش کرده، مردم تکرار کردهاند و بعد، بدون خواندن حتی دو خط سرودِ بدون آهنگ، مراسم را ترک کرده است.
خب، شاید از نگاه بعضیها این هم یک شیوهی جدید برای اجرا باشد، ولی برای من عجیب است. چون همیشه فکر میکردم مداح کسی است که خودش در لحظه میخواند و ارتباط زنده برقرار میکند. حس و حال مداحی چیزی است که در لحظه میان مداح و مستمع شکل میگیرد. مگر میشود این ارتباط را با یک صدای ضبطشده جایگزین کرد؟
نمیگویم سرود و اجرای آهنگین در مراسم مذهبی بد است. چیز جدیدی هم نیست؛ حتی سال ۵۷ هم گروههای سرود فعال بودند. اما یک چیز برایم روشن است: هر چیزی باید در جای خودش باشد.
مراسم جشن خیابانی هم به مداح نیاز دارد، هم به گروه سرود. اما قرار نیست کل مراسم را با قطعهآهنگها پر کنیم و مداحی سنتی را کنار بگذاریم. اگر قرار باشد سبکها بهجای تکمیل یکدیگر، جایگزین هم شوند، آنوقت هویت مجالس مذهبی کمکم تغییر میکند.
با این سرعتی که مجالس شادی اهلبیت در حال تغییرند، میترسم این شیوهها کمکم به مجالس روضه هم برسد، آنوقت چیزی که از هیئت در ذهنمان داریم، عوض میشود.
چند سالی است که دو نگاه در فضای مداحی مذهبی وجود دارد؛ گروهی که به هیئت سنتی و سبکهای قدیمی پایبندند، و گروهی که به ترکیب سرودها و سبکهای جدید در اجراهای مذهبی علاقه دارند.
میثم مطیعی در یک طرف این ماجرا ایستاده و عبدالرضا هلالی و محمدحسین پویانفر در طرف دیگر. این اختلافنظر، چیز تازهای نیست و هرچند وقت یکبار به یک بهانهی جدید مطرح میشود.
اما اینجا بحث من طرفداری از یکی و مخالفت با دیگری نیست. اتفاقاً هر دو طرف را که میبینم، هم نکات مثبت و هم انتقاداتی در ذهنم دارم. حرف من این است که هیئت به کدام سمت میرود؟ آیا میتوان مرزی روشن میان نوآوری و تغییر هویت کشید؟
من معتقدم هیئت نباید از جذابیت خالی شود. کسی مخالف استفاده از ابزارهای مدرن برای بهتر شدن کیفیت مداحی نیست. اما هر چیز باید در جای خودش باشد.
بازگشت به اصالت، یعنی حفظ همان روحیهای که مجالس اهلبیت را از هر تجمع دیگری متمایز میکرد. شور و حال، با صداقت و ارتباط قلبی زنده میشود، نه با اجرای از پیش ضبطشده و دکورهای حرفهای.
من فقط دارم دغدغهام را میگویم. شاید شما جور دیگری فکر کنید، شاید هم من زیادی حساسم. ولی فکر میکنم قبل از آنکه هیئتها کاملاً هویتشان را از دست بدهند، باید یکبار دیگر به این مسیر فکر کنیم...
شاید اگر همین حالا دربارهاش حرف نزنیم، چند سال بعد که برگشتیم و به مجالس مذهبی نگاه کردیم، دیگر چیزی از آن هویت قدیمی باقی نمانده باشد.